|
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود " لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین". ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای در دهان سگ گذاشت. سگ هم کیسه را گرفت و رفت. سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد. قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند.
مرد جوانی که مربی شنا و دارندهء چندین مدال المپیک بود٬ به خدا اعتقادی نداشت. او چیزهایی را که درباره خداوند میشنید مسخره میکرد. شبی مرد جوان به استخر سر پوشیده آموزشگاهی رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین برای شنا کافی بود. مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود. ناگهان٬ سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد. احساس عجیبی تمام وجودش را فراگرفت. از پله ها پائین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد. آب استخر برای تعمیر خالی شده بود!
پيرمردي صبح زود از خانهاش خارج شد. در راه با يک ماشين تصادف کرد و آسيب ديد. عابراني که رد ميشدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: بايد ازتو عکسبرداري شود تا جايي از بدنت آسيب نديده باشد. پيرمرد غمگين شد و گفت عجله دارد و نيازي به عکسبرداري نيست. پرستاران از او دليلش را پرسيدند.
سلام. ۲۷سال پیش روز ۲ بهمن ساعت ۶ صبح دختری ازآسمان جداو به زمین فرستاده شد ولی هیچ وقت فراموش نکرد که همواره باید آسمونی باقی بمونه. آسمونی باشید همیشه...
مغازه داري روي شيشه مغازه اش اطلاعيه اي به اين مضمون نصب كرده بود "توله هاي فروشي". نصب اين اطلاعيه ها بهترين روش براي جلب مشتري، بخصوص مشتريان نوجوان است، به همين خاطر خيلي بعيد بنظر نمي رسيد وقتي پسركي در زير همين اطلاعيه هويدا شد و بعد از چند لحظه مكث وارد مغازه شد و پرسيد: "قيمت توله ها چنده؟"
مردی يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه مرد از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. مرد نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟"
کشتی در طوفان شکست و غرق شد. فقط دو مرد توانستند به سوی جزیره کوچک بی آب و علفی شنا کنند و نجات یابند. دو نجات یافته دیدند هیچ نمی توانند بکنند، با خود گفتند بهتر است از خدا کمک بخواهیم. بنابراین دست به دعا شدند و برای این که ببینند دعای کدام بهتر مستجاب می شود به گوشه ای از جزیره رفتند. نخست، از خدا غذا خواستند. فردا مرد اول، درختی یافت و میوه ای بر آن، آن را خورد. اما سرزمین مرد دوم چیزی برای خوردن نداشت. هفته بعد، مرد اول از خدا همسر و همدم خواست، فردا کشتی دیگری غرق شد، زنی نجات یافت و به مرد رسید. در سمت دیگر، مرد دوم هیچ کس را نداشت. مرد اول از خدا خانه، لباس و غذای بیشتری خواست، فردا، به صورتی معجزه آسا، تمام چیزهایی که خواسته بود به او رسید. مرد دوم هنوز هیچ نداشت. دست آخر، مرد اول از خدا کشتی خواست تا او همسرش را با خود ببرد. فردا کشتی ای آمد و در سمت او لنگر انداخت، مرد خواست به همراه همسرش از جزیره برود و مرد دوم را همانجا رها کند. پیش خود گفت، مرد دیگر حتماً شایستگی نعمت های الهی را ندارد، چرا که درخواست های او پاسخ داده نشد، پس همینجا بماند بهتر است. زمان حرکت کشتی، ندایی از آسمان پرسید: چرا همسفر خود را در جزیره رها می کنی؟ پاسخ داد: این نعمت هایی که به دست آورده ام همه مال خودم است، همه را خود درخواست کرده ام. درخواست های او که پذیرفته نشد، پس لیاقت این چیزها را ندارد. ندا، مرد را سرزنش کرد: اشتباه می کنی. زمانی که تنها خواسته او را اجابت کردم، این نعمت ها به تو رسید. مرد با حیرت پرسید: از تو چه خواست که باید مدیون او باشم؟ ندا پاسخ داد: از من خواست که تمام خواسته های تو را اجابت کنم!
یک سقا دو کوزه بزرگ داشت که هر کدام از آنها را از یک سر یک میله ای اویزان می کرد و روی شانه هایش می گذاشت. در یکی از کوزه ها شکافی وجود داشت، بنابراین در حالی که کوزه سالم، همیشه حداکثر مقدار آب ممکن را از رودخانه به خانه ارباب می رساند، کوزه شکسته تنها نصف این مقدار را حمل می کرد.
اولين اعتراف عاشقانه ... اولين بار كه بخواهم بگويم دوستت دارم خيلي سخت است تب مي كنم عرق مي كنم مي لرزم جان مي دهم هزاربار مي ميرم وزنده مي شوم دوباره پيش چشمهاي تو تابگويم: دوستت دارم اولين باركه بخواهم بگويم دوستت دارم خيلي سخت است اما آخرين بار آن سخت تراست وامروز مي خواهم براي آخرين باربگويم دوستت دارم وبعد راهم رابگيرم و بروم... چون تازه فهميده ام كه تو هرگزدوستم نداشتي ... ----------------------------------------- من نبودم... من نبودم كسي كه درخانه ات را كوبيد من نبودم كسي كه به تو سلام داد من نبودم كسي كه سالها عاشق تو بود وهرجا كه مي رفتي دنبالت مي كرد دروغ گفتم من بودم!... من همان بودم كه تو هيچ وقت نخواستي ببيني بااين حال آري! من بودم كه عاشق تو بود هنوز هم عاشقت هستم حالااين راباصداي بلند فرياد مي زنم و تو گريه مي كني و مي گويي: چرا اين را زودتر نگفتي؟!...
بايد تورو پيدا كنم شايدهنوزم دير نيست تو ساده دل كندي ولي تقدير بي تقصير نيست با اين كه بي تاب مني بازم منو خط مي زني بايد تورو پيدا كنم تو باخودت هم دشمني كي با يه جمله مثل من مي تونه آرومت كنه اون لحظه هاي آخراز رفتن پشيمونت كنه دلگيرم ازاين شهرسرد اين كوچه هاي بي عبور وقتي به من فكر مي كني حس مي كنم از راه دور آخريه شب اين گريه ها سوي چشام و مي بره عطرت داره از پيرهني كه جا گذاشتي مي پره بايد تورو پيدا كنم هر روز تنهاتر نشي رازي به با من بودنت حتي از اين كمتر نشي پيدات كنم حتي اگه پروازم وپرپركني محكم بگيرم دستتو احساسم وباور كني بايد تورو پيدا كنم شايدهنوزم دير نيست تو ساده دل كندي ولي تقدير بي تقصير نيست بايد تورو پيدا كنم هر روز تنهاتر نشي رازي به با من بودنت حتي از اين كمتر نشي... ((قابل توجه دوستان عزیز تمام مطالبی که تو این وبلاگ هست من نگفتم بجز چند تاشون اینو گفتم که خدای نکرده سوء تفاهم پیش نیاد.))
رودها در جاری شدن و آنگاه خداوند عشق را آفرید تا شکر گزار باشیم.
ميلاد يكي كودك، شكفتن گلي را مي ماند. چيزي نادربه زندگي آغاز مي كند با شادي و كمي درد. روزانه به گونه اي نمايان ، به خود مي بالد بدان ماند كه نادره نخستين است و نادره ي آخرين. تنها آنكه بزرگترين جا را به خوداختصاص نمي دهد ازشادي لبخندبهره مي تواند داشت.آنكه جاي كافي براي ديگران داردصميمانه تر مي تواندباديگران بخندد باديگران بگريد. چه مدت لازم بوده تاكلمه ي عف برزبان جاري شودتاحركتي اعتمادانگيز انجام گيرد. بيا تاجبران محبت هاي ناكرده كنيم.بيا آغازكنيم. فرصتي گران رابه دشمن خويي ازكف داده ايم وچه كسي مي داندچقدر فرصت باقي است تا جبران گذشته كنيم. دستم را بگير...
سلام: يه سلام گرم به تمام دوستانم، به كساني كه تا حالا پا به پاي من اومدن وخيلي جاها كمكم كردن ، يه سلام به لطافت مهربوني براي دوستان خوب وبم كه هميشهبا نظراتشون باهام يار بودن. اين اولين باريه كه مي خوام باهاتون به زبان خودمون صحبت كنم نه به زبان ادبيات و وازاينكه شما انقدر قابل دونستين كه وقت بذارين وبه آسمون من بيان كه شايد كمك كنين تااين آسمون مال شما ها هم باشه. يادمه زماني كه كوچيك بودم البته الانم همينطوره ، هميشه براي اينكه ا كسي شكايت كنم يا از كسي تعريف كنم يا كاراي خودمو ورق بزنم و ببينم مثلاامروزدرطول روزچيكاركردم يه جورايي خودم و باز خواست كنم منتظر ميموندم تا شب بشه آخه تو شب خيلي راترمي توني خيره بشي به آسمون ، راحتر مي توني حرف بزني با ماه آسمون باستاره اي كه هميشه كنارشه... زماني كه مي خواستم از دوستي جدا بشم و اگه قرار بود براي مدت طولاني نبينمش بهش مي گفتم شبا به ماه ياستاره ها نگاه كنه تا ياد من بيوفته ، بهش مي گفتم اگر خواستي باهام حرف بزني به آسمون بگو پيغومتو بهم مي ده چون من هر شب باهاش حرف مي زنم . آسمون خيلي بزرگه ، خيلي مهربونه ، خياي عميقه... شايد به خاطر همين بود كه اسم وبلاگم وآسموني ها گذاشتمو خودمو دختر آسمان معرفي كردم. يكم فكر كن ! فقط من نيستم كه مال آسمونم همه ي ما مال آسمونيم ، تاآسموني شدن راهي نيست فقط كافي كه ذهنت يه قدم بره بالا اونوقت مي فهمي چه لذتي داره! مي خوام يه كاريو شرو كنم ، مي خوام يه هدفي و دنبال كنم كه خوشبحتانه نه نياز به پول داره و نه نياز به ابزار خاصي فقط يكم دقت مي خواد و همت. ازتون دعوت كردم به اين جا بياين تا همراهيم كنيد ، كمكم كنيد و در كنارم باشيد ، مي خوام يه كلوپ تشكيل بديم ، منسجم تر از كلوپ هاي ديگه ، جدا ازسياست ، جدا ازدرگيري ، جداازهر چيز مادي كه وجودداره، مي خوام يه كلوپ آسموني تشكيل بديم ، يه كلوپ كه آوازش به همه جا برسه ، كلوپي كه همه چيزو مهربون ميبينه ، خوب ميبينه وشكرگزاره ، من نمي دونم اهل كجائيد ، چهديني داريد وچي مي پرستيد ول مطمئنم براي خوب زندگيكردن همه داوطلبيد. آسموني ها قرار نيست كاري انجام بدن يا جايي و تاسيس كنن با شاخ غولو بشكنن!فقط بايد باور داشته باشن كه زندگي باتمام بديها و زشتيهاش قشنگه وبايد براي قشنگتر كردنش خوب زندگي كرد... حالا مي خوام ازتون دعوت كنم تابه اين كلوپ ملحق بشين و تنها كاري كه بايد تو اين كاوپ انجام بدين اينه كه از لحظه اي كه بيدار مي شيد و چشم باز مي كنيد فقط بايد خوبيها وقشنگيهاروببينيد و اگر خداي نكرده بدي پيش اومد حتي تو اون بدي دنبال زيبايي بگرديد واعلام كنيد تا همه در موردش صحبت كنيم و ياد بگيريم و براي قشنگ زندگي كردن يك قدم جلوتر بريم. حالا هر كي ميخواد اسموني باشه و با ما باشه تو صفحه نظرات برام بگه يا تو آدرسي كه براتون مي ذارم ميل بزنه. منتظرتونم تا بتونيم با كمك هم روي زمين يه گروه بزرگ از آدماي آسموني داشته باشيم. شعار ما " آسموني باشيد هميشه"، بهش فكر كنيد. ممنون از حضورتون.
افكار غذاي ذهن هستند.فكري جديد درهرروزغذا وانگيزه مورد نياز رابه منظورسالم ماندن وپرشور نگه داشتن ذهن براي زندگي مهيامي كندكه در اين دنياي به هم ريخته وپرهرج و مرج بسيارمهم است.درزير به هفت مزيت اصلي اشاره شده است و شما در هر روز يكي از آنهاراكه احساس مي كنيد بر چگونگي آغاز روزتان مؤثر است بر گزينيد. خشنودي شادي است ماوراي احساس. زندگي كردن در لحظه . من بانوازش آرام باد از خود بي خود نمي شوم ، چشم ها رابراي ديدن چيزهايي كه روشن و نوراني هستند بكار نمي برم ، گوش ها را براي شنيدن نواي اغوا كننده موسيقي بكار نمي گيرم ، دهان را براي چشيدن طعم شيرن ميوه نو برانه فصل بكار نمي برم. من مي توانم با خود خلوت كنم ، به آرامي افكارم را متوجه درون خود سازم وبه صداي دل انگيز سكوت گوش فرا دهم . آن گاه مي توانم افكارم را به ماوراي جسم پرواز دهم ، هماهنگ با روح ، آرامش وخلوص. يگانگي را با خدا تجربه مي كنم ، يگانگي رضايت بخشش را. با تجربه ي آرامشش ، پراز آرامششم. باتجربه ي عشقش ، پر از عشقم. با تجربه ي خشنوديش ، پر از خشنوديم. هنگامي كه اطرافمان را ناامني فراگرفته است ، شايد صحبت كردن در مورد آرامش ، بي فايده به نظر رسد. گل ها را در نظر بگيريد. آنها هم در اين محيط نا آرام زندگي مي كنند. آنها نيز مجبوربه تحمل آلودگي و فرو پاشي دنياي طبيعت هستند.اما هنوز هرجاگلي را مي بينيم ، در حاشيه شلوغ جاده ها ، نزديك باتلاق ها ، در بيابان ، در ميان خارها و حتي گاهي روي توده ي كود حيواني هميشه زيبا و معطر هستند. دادن گل در هر مناسبتي حتي در غمگين ترين آنها ، اتفاقي نيست. گل ها تصويري از آرامش وراحتي خيال را موجب مي شوند. اين طبيعت آنهاست. ما هم مثل گلها هستيم .ما گلهاي باغ خداونديم.در هياهوي هر روزه ي اين باغ پهناور ، ما هم باانواع پلشتي ها و شرايط موهن تهديد مي شويم. وقتي مثل گل باشيم ، انتظار مي رود كه به حالت طبيعي خودمان در آرامش زندگي كنيم و رايحه ي خوش را به سراسراطراف خود پراكنده كنيم.وقتي متوجه مي شويم كه مبدا ذات ما صلح است ، مي توانيم به خداوند كه اقيانوس آرامش است بپيونديم و بدين سان همچو گلها مظهر صلح و زندگي بشويم. يك آهنگ مشهور مي گويد : (( آنچه كه هم اكنون دنيابه آن احتياج داردعشق است ، عشقي دل انگيز.)) آنچه كه دنيا واقعا به آن نيازمند است درك صحيح و درست از عشق است. عشق واقعي بر اساس تفاهم ، احترام و اطمينان دو جانبه است و نه احساسات گذرا. عشق با يك تعادل پيش مي رود، تعادل با خود شخص ، با خدايش و با يكديگر. عشق از خود گذشتگي است . عشق يك حالت عاطفي نيست كه به ميل وهوس محدود شود بلكه يك خالت متعالي از خود آگاهي است كه به سوي ماوراي قالب انساني ما حركت مي كند. عشق كاري به جسم ندارد. عشق در روح مازندگي مي كند بايد اجازه دهيم عشق در بيرون و اطراف ما جاري شود .باجريان يافتن عشق ، ماتازه مي شويم و براي هميشه شاداب ، جذاب وسالم باقي خواهيم ماند. بدون عشق ،تمام گنجينه هاي زندگي دور از ديد و تجارب ما خواهد بود ، به راستي (( عشق كليد اين گنجينه هاست )) . قدرت عاملي است براي رسيدن به هدف ، گرچه گاهي آن هدف دور از ما و دست نيافتني است. به امواج بنگريد! سفيدي بالاي موج همانند كوهاي پوشيده از برف بالا مي رود. آنها موج مي زنند و به جلو مي روند ، همانند آن كه تاجي بر سر دارند ، تاجي از پاكي و قدرت ، تاج حكام با شكوه. من حركت امواج را نظاره مي كنم . حركت بي وقفه امواج را. امواجي كه موانع سر راهش بر آنها اثري ندارد ، كدر يا براق ، يا بزرگ وكوچك . آنها خستگي ناپذير هستند ، و در باره ي كلمه ي موانع چيزي نمي دانند. تكرار من با اراده ومصمم هستم. بي باك هستم . هيچ نوع افكار ضعيفي از شك در سر ندارم . ناخالصي ها را در درون مي يابم و قدرت از بين بردن آن را همانند جنگجويي شجاع دارم. من استوارم وبا آگاهي به اينكه آفريده ي خداوند قادر متعال هستم ، و مخلوق مطيعي مي باشم ، حق دارم كه ادعاي اقتدار كنم ، را فراموش نكن. به ما مي گويند خودت را بشناس ، ومابراي يافتن ريشه هاي خود به دوردست سفركرده ايم اما ما ، بچه هاي اين جهان ، يتيم هستيم. پدران خود را فراموش كره ايم ، ماخودمان راازيادبرده ايم . شناخت از خود به عنوان موجودي معنوي و فنا ناپذير ، واقعيت دارد. كندو كاو در مسايل معنوي و تجربه كردن خود وخدا به راستي بالاترين آموزش است. خداوند اقيانوس دانش و معلومات است. با شناخت خداوند مي توانيد به شناخت همه چيز برسيد. پاكي آنقدر با ارزش و گران بها ، آنقدر نادر و آنقدر نيرو مند است كه شايد لازم باشد براي حصول به آن بميريم . ما بايد خود ناپاك و ضعف شخصيت را از ميان ببريم. بايد پاكي را آنقدر دوست بداريم كه بتواند ما را به سوي آزادي سوق دهد. پاكي آن چنان نيروي قدرتمندي است كه مي تواند آتش هواي نفس ، عصبانيت و فساد را خاموش كند. پاكي باعث برافروختگي عشقي پاك ولي سرد ميشود. پاكي ، استحقاق نزديكي به خدا را براي ما كسب مي كند. نشان دادن ترحم و بخشش نشانه اي از ضعف شخصيت نيست بلكه نشاني ازتوان ، بينش و خردي عظيم است. بخشنده بودن نشانه ي دركي صحيح از شرايط زندگي است كه مسيري را به ماوراي حقايق و شواهدي واضح مي پيمايد. بخشنده بودن بيان كننده ي تعالي آگاهي است . آنقدر رفيع كه عليرغم تناقض ها و اعمال بد ، ما مي توانيم قدرت گفتن
اگر خواهري داشتم ترابيش ازخواهرم دوست مي داشتم اگرهمه ي ثروت هاي جهان راداشتم به پاي تومي ريختم اگرحرمي داشتم تو سوگلي من بودي. جشن... وليوانها خالي بود وبطري شكسته وبسترگسترده ودر بسته وتمام ستاره هاي شيشه اي خوشبختي و زيبايي در گردوغبارمي درخشيدند دراتاقي كه خوب گردگيري نشده بود ومن مست لايعقل يكپارچه آتش وتومست هوشيار عريان در آغوش من. در مي زنند... چه كسي آنجاست هيچ كس فقط قلب من است كه مي تپد كه سخت مي تپد براي خاطر تو در بيرون ، اما دست كوچك برنزي بردرچوبي تكان نمي خورد نمي جنبد نمي جنبد حتي سر انگشتي. باغ... هزاران هزار سال كافي نيست براي بيان ان لحظه ي كوچك ابديت كه درآغوشم كشيدي كه در آغوشت كشيدم... عشق... بدون عشق ، تمام گنجينه هاي زندگي دورازديدوتجارب ماخواهد بود، به راستي عشق كليداين گنجينه ها است.
شب... سه كبريت ٬ يكي بعداز ديگري درشب روشن شده است اولي ٬ براي ديدن چهره ي كامل تو دومي ٬ براي ديدن چشم هايت آخري ٬ براي ديدن دهانت وتاريكي محض براي يادآوري همه ي اينها وفشردنت در ميان بازوانم. ترانه... درچه روزي هستيم؟ ما ٬ تمام روزها هستيم دوست من ما ٬ تمام زندگي هستيم دلدار من يكديگر را دوست داريم وزندگي مي كنيم و نمي دانيم زندگي چيست ونمي دانيم روز چيست ونمي دانيم عشق چيست. در مي زنند... چه كسي آنجاست هيچ كس فقط قلب من است كه مي تپد كه سخت مي تپد براي خاطر تو دربيرون ٬ اما دست كوچك برنزي بردرچوبي تكان نمي خورد نمي جنبد نمي جنبد حتي سر انگشتي . لطيف و خطرناك... لطيف و خطر ناك چهره ي عشق شبي برمن ظاهر شد بعداز روزي طولاني شايد كمانگيري بود باكمانش ياموسيقيداني باچنگ اش چيز ديگري نمي دانم هيچ نمي دانم تنها مي دانم كه زخمي ام كرد شايد با تير شايد باترانه تنها مي دانم كه زخمي ام كرد زخمي درقلب براي هميشه سوزان و بسي سوزان زخمي از عشق.
مثل ماهي زنده
کودکي با پاهاي برهنه بر روي
برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در حال عبور او را ديد . او
رابه داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب خودت باش . کودک پرسيد:
ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يکي از بنده هاي
خدا هستم. کودک گفت:مي دانستم با او نسبت داري! واي كاش همه ي ما با او نسبت داشتيم...
مهربانم ، باورکن عشق کیفیت پنهانی است که مادرته مانده زندگی مان ، آن راازبهشت به زمین آورده ایم وچه ثروتی بالاترازاین . پس بیاثروتمندترین افرادعالم باقی بمانیم.
- سعي كنيد از اشتباهات ديگران بياموزيد ، زيراآنقدرزنده نخواهيد ماند كه آنها راخودتان مرتكب شويد! - زمان تنهاچيزي است كه به عدالت مطلق بين انسانها تقسيم شده است ! - برآنچه داشتي تاسف مخور، ازآنچه داري لذت ببر! - اگرتغييرنكني ، مي پوسي! - هنرگوش دادن رافراگير، فرصت ها گاهي به آهستگي درمي زنند! - كسي كه ازشكست خوردن مي هراسد، به شكست خود اطمينان دارد!
- زندگي مثل : دوچرخه سواري است ، ايستادن همان وزمين خوردن همان! - فرصت هاهرگزبه درخانه ات نمي آيند، اين تويي كه بايد به درخانه شان بروي! - دوچيز ازاين دنيا ازهمه زيباتراست : آسمان پرستاره ووجداني آسوده ! - خداوند به دستهاي پاك مي نگرد، نه به دستهاي پر! - خدمت كردن،بهاي اجاره ي مكاني است كه درروي كره زمين اشغال كرده ايد! - آنچه هستي بهترتورامعرفي مي كندتاآنچه مي گويي ! - طوري زندگي كن كه هروقت عريزانت ،خوبي ، مهرباني وبزرگواري ديدند،به يادتوبيفتند! - ازاشتباه خودنهراس ، خامي لازمه حيات زندگي است ، خامي بايد باشدتازندگي ببالدوشكوفاگردد! - هرآنچه به هستي مي دهي ، هزاربرابربازپس مي گيري ، يك گل هديه مي كني وباهزاران گل گلباران مي شوي ، اگرواقعا درپي ثروتي ، اگرمي خواهي دنياي دروني سرشاري راداشته باشي ، هنرسخاوت را بياموز! - بگذارخنده ات خنده اي ازته دل باشد ، چنين خنده اي پديده اي نادراست ، هنگامي كه هرسلول بدن تو بخندد، هنگامي كه هربافت وجودت ازشادي بلرزد ، به آرامشي ژرف دست مي يابي ! امتحان كن!...
- شگفت انگيزترين نكته درموردعشق آن است كه هرچه بيشترعشق بورزيد، نيروي عشق ورزيدن درشما بيشترمي شود. - به ياد داشته باش : عشق وعيب جويي هرگز دركنار هم ميسرنيستند.هرچه عشق بورزيدكمترقضاوت مي كنيد. - اگرطريق عشق رامي پيماييد، هرگزنرنجيدوخشمگين نشويد ، بلكه دردرابه عنوان بخشي اززندگي بپذيريد. - سعي كنيد: اگرافسرده ، ياپريشان هستيد ، به كسي عشق بورزيد. - توجه كن : ازدواج حقيقي يعني ، هرروزعاشق همان شخص شدن . - به خاطر بسپار : عشق واقعي ، ايثاراست. بادادن ونه ستادن ، باازدست دادن ونه بدست آوردن ، بارهاكردن ونه باتملك است كه عشق مي ورزيم. - به يادبسپار: منتظرنشويدتاديگران به شما عشق بورزند ، بلكه نخست شما بايدبه آنهاعشق بورزيد. - بدان : دنيا چون روياست .جوياي واقعيت زندگي باش . واقعيت همانا خداست وراه خدا ، طريق عشق است. - به ياد داشته باش : عشق آتشي است كه همه چيز را به كام شعله هاي خود مي كشد، مگر خواست معبود را. - هرروز تكرار كن : زماني كه عشق در قلب آدمي مأوا داشته باشد ، قادر به رنجاندن ديگران نخواهد بود. - بدان : بيش ازخودت به خدا عشق بورز ، آنگاه همه به تو عشق خواهند ورزيد. - عشق مي بخشدومي بخشدو مي بخشد ، بي انكه درازاي اين بخشش چيزي بخواهد. عشق چيزي ندارد كه ببازد ، پس هرگزهيچ ترسي به خود راه نمي دهد. - توجه كن : عشق مارابه اعماق مي برد جايي كه درآن هيچ سخني گفته نمي شود ، بلكه چشمها فقط به هم مي نگرند وبه زبان دل بايكديگر گفت و گو مي كنند. - در آيينه بگو: آن هنگام كه عشق در قلب بيدار مي شود ، روح به رهايي مي رسد. - به آستان عشق وارد شويد وترس راترك كنيد. عشق وترس هرگز بايكديگر همنشين نيستند. - به يادداشته باش : عشق مقتدر است ومي تواند قدرتمند ترين انسانها راازميان بردارد. - عشق به ما مي آموزد كمتر سخن بگوييم وبيشترنگاه كنيم تازيبايي خدارادريابيم. - به خاطر بسپار:وقتي كه كسي ديگران راباعشق شاد مي كند ، خود شادتر ازآنها ميشود. - كمتر فكركنيد ، بيشترعشق بورزيد. - توجه كن : عشق بورزيدوگرنه نابود خواهيد شد، انتخاب ديگري درميان نيست. - به ياد بسپار: عشق قدرتمند،اماشكننده است.باملايمت باآن رفتار كنيد. - هرروز تكراركن: اگر يك چيز هست كه هرگزكهنه وسالخورده نمي شود ، آن عشق حقيقي است.
- به خاطربسپار: يك چراغ باش ،يايك قايق نجات ، يايك نردبان كه باآن به شفاي روح كسي كمك كني! - هرصبح بخوان : من قلبم راباايمان پرورش مي دهم .وقتي مشكلات ، غم هاورنج هامرااحاطه مي كنند، آگاهانه ايمان رادرمقابل نااميدي برمي گزينيم! - امروزمن موهبت پرانعطاف بخشودن راانتخاب مي كنم وبه آفتاب روح اجازه مي دهم تابه قلب سايه گرفته من بتابد! - يادت باشد : همه كساني كه شادي مي كنند برنده هستند: پس بايدباآنان سهيم شد! - فراموش نكن : وقتي انسان مي ميرد ، فصلي ازكتاب پاره نمي شود ، بلكه به زباني بهتر ازقبل برمي گردد! - هرصبح درآينه بخوانيد : من به روحم اجازه مي دهم كه بدرخشدوبه قلبم اجازه مي دهم كه آوازسردهم! - هرصبح بخوان : درهرلحظه اي كه خورشيددرخشيدن آغاز مي كند ، بي تفاوت ازاينكه من درمعبدايستاده باشم يادردشت سوزان باشم يادرباغي محصور ، خداوندگارمن به من عشق مي ورزد! - هرروزنجواكن : امروزمن قلبم رابراي پذيرش هركمكي كه به جانبم مي آيد – چه كوچك وچه بزرگ – مي گشايم . امروزمن نيروي خدايي راكه درهمه ي امورزندگي ام نقش داردمي پذيرم وسپاس مي گويم! - يادت باشد :گاهي عزيزانت رابه گونه اي غيره منتظره ببوس! - گاهي دست نوازش برسركسي بكشيد! - فراموش مكن : جمله چقدرعالي شده اي! راازته دل بيان كن! - به ياديسپار: پشت خسته اي رامالش دهيد! - يادت باشد: هنگامي كه سرحال نيستي ، سوت بزن ! - فراموش نكن : گاهي يك كمي – به صورت بامزه اي – خل باش! - يادت باشد: يك ليوان آب برسردوستت بريز! - به خاطر بسپار: صبح بخيربگو ، حتي اگرصبح نباشد! - يادت باشد: گاهي هنگامي كه نوبت شمانيست ، ظرف هارابشوييد!
آغازهرروزنو ،به تومي گويدكه شايسته آني كه لبخندبزني ، آغازهرروزنوتورابراين باورمي رساندكه مي تواني دل ديگري راشادكني ، زيرااين تويي كه خوبي وزيبايي. زيبايي تودردرون است واين زيبايي باحضورتو جهان راازخودلبريزمي كند. وديگران مي توانند آن رااحساس كنند. شادزي ! زندگي به تمامي دربرابرتوست. زندگي ازآن توست. وفرصتي دربرابرت كه آن كس وآن چيزي باشي كه مي خواهي! |
About![]()
Archivesهفته چهارم اردیبهشت 1388هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم فروردین 1388 هفته چهارم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته دوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته دوم دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 Links
آبادگرايراني |