تبليغاتX
آسمونی ها

آسمونی ها

دلتنگي هاي آدمي راباد٬ترانه اي ميخواند٬روياهايش راآسمان پرستاره ناديده مي گيردوهردانه ي

برفي به اشكي نريخته ميماند.

سكوت سرشارازسخنان ناگفته است٬ازحركات ناكرده٬اعتراف به عشقهاي نهان وشگفتيهاي

برزبان نيامده.

دراين سكوت حقيقت مانهفته است٬حقيقت توومن...

+نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت9:45 قبل از ظهرتوسط (دختر آسمان) | |

پنجه درافكنده ايم بادستهايمان به جاي رهاشدن. سنگين سنگين بردوش مي كشيم

بارديگران رابه جاي همراهي كردنشان ٬عشق مانيازمندرهايي است نه تصاحب.

درراه خويش ايثاربايد نه انجام وظيفه...

+نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت9:44 قبل از ظهرتوسط (دختر آسمان) | |

اگرمي خواهي نگهم داري٬دوست من٬ازدستم مي دهي

اگرمي خواهي همراهيم كني تاانسان آزادي باشم ميان ما همبستگي اي ازآن گونه

مي رويدكه زندگي ماهردوتن راغرق درشكوفه مي كند...

+نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت9:43 قبل از ظهرتوسط (دختر آسمان) | |

...كسي ازپشت قاب پنجره آرام وزيباگفت:

توهم درپاسخ اين بي وفايي ها بگو٬درراه عشق وانتخاب آن خطاكردم .

ومن درحالتي مابين اشك وحسرت وترديدكنار انتظاري كه بدون پاسخ وسرداست٬

دراوج پاييزي ترين ويراني يك دل ٬ميان غصه اي ازجنس بغض كوچك يك ابرنميدانم

چرا؟

شايدبه رسم وعادت پروانگي مان بازبراي شادي وخوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت ٬

دعاكردم...

+نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت9:42 قبل از ظهرتوسط (دختر آسمان) | |

وتوچون مصرع شعري زيبا٬سطربرجسته اي اززندگي من هستي...

+نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت9:41 قبل از ظهرتوسط (دختر آسمان) | |

ديشب خواب توراديدم چه روياي پرشوري

انگارتوي خواب ديدم توسالهاازمن دوري

توراتوي باغي ديدم كه سرتاسرخزان بود

هزاران چشم پرزاشك به طاق آسمون بود

مثال عكس قرص ماه ميون آب نشستي

تادست بردم بگيرمت پرچين شدي شكستي

آه اي فلك نفرين به توببين چه مي كشم من

جداازآن مهرآفرين ميون آتشم من...

+نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت9:40 قبل از ظهرتوسط (دختر آسمان) | |

هركسي گمشده اي دارد٬وخداگمشده اي داشت

هركسي دوتاست وخدايكي بود...

+نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت9:39 قبل از ظهرتوسط (دختر آسمان) | |