تبليغاتX
آسمونی ها - شاد زيستن...

آسمونی ها

افكار غذاي ذهن هستند.فكري جديد درهرروزغذا وانگيزه مورد نياز رابه منظورسالم ماندن وپرشور نگه داشتن ذهن براي زندگي مهيامي كندكه در اين دنياي به هم ريخته وپرهرج و مرج بسيارمهم است.درزير به هفت مزيت اصلي اشاره شده است و شما در هر روز يكي از آنهاراكه احساس مي كنيد بر چگونگي آغاز روزتان مؤثر است بر گزينيد.

 

  1. خشنودي:

    خشنودي شادي است ماوراي احساس. زندگي كردن در لحظه .

من بانوازش آرام باد از خود بي خود نمي شوم ، چشم ها رابراي ديدن چيزهايي كه روشن و نوراني هستند بكار نمي برم ، گوش ها را براي شنيدن نواي اغوا كننده موسيقي بكار نمي گيرم ، دهان را براي چشيدن طعم شيرن ميوه نو برانه فصل بكار نمي برم.

من مي توانم با خود خلوت كنم ، به آرامي افكارم را متوجه درون خود سازم وبه صداي دل انگيز سكوت گوش فرا دهم .

آن گاه مي توانم افكارم را به ماوراي جسم پرواز دهم ، هماهنگ با روح ، آرامش وخلوص.

يگانگي را با خدا تجربه مي كنم ، يگانگي رضايت بخشش را.

با تجربه ي آرامشش ، پراز آرامششم.

باتجربه ي عشقش ، پر از عشقم.

با تجربه ي خشنوديش ، پر از خشنوديم.

 

  1. آرامش:

     هنگامي كه اطرافمان را ناامني فراگرفته است ، شايد صحبت كردن در مورد آرامش ، بي فايده به نظر رسد.

گل ها را در نظر بگيريد. آنها هم در اين محيط نا آرام زندگي مي كنند. آنها نيز مجبوربه تحمل آلودگي و فرو پاشي دنياي طبيعت هستند.اما هنوز هرجاگلي را مي بينيم ، در حاشيه شلوغ جاده ها ، نزديك باتلاق ها ، در بيابان ، در ميان خارها و حتي گاهي روي توده ي كود حيواني هميشه زيبا و معطر هستند. دادن گل در هر مناسبتي حتي در غمگين ترين آنها ، اتفاقي نيست.

گل ها تصويري از آرامش وراحتي خيال را موجب مي شوند. اين طبيعت آنهاست.

ما هم مثل گلها هستيم .ما گلهاي باغ خداونديم.در هياهوي هر روزه ي اين باغ پهناور ، ما هم باانواع پلشتي ها و شرايط موهن تهديد مي شويم. وقتي مثل گل باشيم ، انتظار مي رود كه به حالت طبيعي خودمان در آرامش زندگي كنيم و رايحه ي خوش را به سراسراطراف خود پراكنده كنيم.وقتي متوجه مي شويم كه مبدا ذات ما صلح است ، مي توانيم به خداوند كه اقيانوس آرامش است بپيونديم  و بدين سان همچو گلها مظهر صلح و زندگي بشويم.

 

  1. عشق:

     يك آهنگ مشهور مي گويد : (( آنچه كه هم اكنون دنيابه آن احتياج داردعشق است ، عشقي دل انگيز.))

آنچه كه دنيا واقعا به آن نيازمند است درك صحيح و درست از عشق است. عشق واقعي بر اساس تفاهم ، احترام و اطمينان دو جانبه است و نه احساسات گذرا. عشق با يك تعادل پيش مي رود، تعادل با خود شخص ، با خدايش و با يكديگر. عشق از خود گذشتگي است . عشق يك حالت عاطفي نيست كه به ميل وهوس محدود شود بلكه يك خالت متعالي از خود آگاهي است كه به سوي ماوراي قالب انساني ما حركت مي كند. عشق كاري به جسم ندارد. عشق در روح مازندگي مي كند بايد اجازه دهيم عشق در بيرون و اطراف ما جاري شود .باجريان يافتن عشق ، ماتازه مي شويم و براي هميشه شاداب ، جذاب وسالم باقي خواهيم ماند.

بدون عشق ،تمام گنجينه هاي زندگي دور از ديد و تجارب ما خواهد بود ، به راستي (( عشق كليد اين گنجينه هاست )) .

 

  1. قدرت:

        قدرت عاملي است براي رسيدن به هدف ، گرچه گاهي آن هدف دور از ما و دست نيافتني است.

به امواج بنگريد! سفيدي بالاي موج همانند كوهاي پوشيده از برف بالا مي رود. آنها موج مي زنند و به جلو مي روند ، همانند آن كه تاجي بر سر دارند ، تاجي از پاكي و قدرت ، تاج حكام با شكوه.

من حركت امواج را نظاره مي كنم . حركت بي وقفه امواج را. امواجي كه موانع سر راهش بر آنها اثري ندارد ، كدر يا براق ، يا بزرگ وكوچك . آنها خستگي ناپذير هستند ، و در باره ي كلمه ي موانع چيزي نمي دانند.

تكرار من با اراده ومصمم هستم.

بي باك هستم .

هيچ نوع افكار ضعيفي از شك در سر ندارم .

ناخالصي ها را در درون مي يابم و قدرت از بين بردن آن را همانند جنگجويي شجاع دارم.

من استوارم وبا آگاهي به اينكه آفريده ي  خداوند قادر متعال هستم ، و مخلوق مطيعي مي باشم ، حق دارم كه ادعاي اقتدار كنم ، را فراموش نكن.

 

  1. شناخت:

      به ما مي گويند خودت را بشناس ، ومابراي يافتن ريشه هاي خود به دوردست سفركرده ايم اما ما ، بچه هاي اين جهان ، يتيم هستيم.

پدران خود را فراموش كره ايم ، ماخودمان راازيادبرده ايم . شناخت از خود به عنوان موجودي معنوي و فنا ناپذير ، واقعيت دارد.

كندو كاو در مسايل معنوي و تجربه كردن خود وخدا به راستي بالاترين آموزش است. خداوند اقيانوس دانش و معلومات است. با شناخت خداوند مي توانيد به شناخت همه چيز برسيد.

 

  1. پاكي:

     پاكي آنقدر با ارزش و گران بها ، آنقدر نادر و آنقدر نيرو مند است كه شايد لازم باشد براي حصول به آن بميريم . ما بايد خود ناپاك و ضعف شخصيت را از ميان ببريم. بايد پاكي را آنقدر دوست بداريم كه بتواند ما را به سوي آزادي سوق دهد. پاكي آن چنان نيروي قدرتمندي است كه مي تواند آتش هواي نفس ، عصبانيت و فساد را خاموش كند. پاكي باعث برافروختگي عشقي پاك ولي سرد ميشود.

پاكي ، استحقاق نزديكي به خدا را براي ما كسب مي كند.

 

  1. بخشش و ترحم:

     نشان دادن ترحم و بخشش نشانه اي از ضعف شخصيت نيست بلكه نشاني ازتوان ، بينش و خردي عظيم است. بخشنده بودن

نشانه ي دركي صحيح از شرايط زندگي است كه مسيري را به ماوراي حقايق و شواهدي واضح مي پيمايد.

بخشنده بودن بيان كننده ي تعالي آگاهي است . آنقدر رفيع كه عليرغم تناقض ها و اعمال بد ، ما مي توانيم قدرت گفتن

(( من مي فهمم ومي بخشم )) را داشته باشيم.       

+نوشته شده در یکشنبه 21 مهر1387ساعت12:19 بعد از ظهرتوسط (دختر آسمان) | |